مسئله سوم
مستحبّ اكيد است كه در قضاء نمازهاى فوت شده عجله كنند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
اعمّ از اينكه نمازهاى واجب بوده يا نافله باشند بلكه اكثر فقهاء قضاء نمازهاى واجب را فورى دانسته و گفتهاند مكلّفى كه نمازهاى واجب از او فوت شده غير از ضروريّات و كارهاى لازم از قبيل تناول غذا بقدريكه حفظ رمق او را بكند يا مقدار خوابى كه به آن حاجت دارد و حرفه و شغلى كه امرار معاشش به آن وابسته است به كار ديگرى نبايد بپردازد بلكه صرفا لازم است وقت خود را صرف قضاء نمازهاى فوت شده كند و قبلا گذشت كه اين مرام در لسان فقهاء به مرام مضايقه مصطلح شده است .
و اين جماعت درباره همين مسئله رسالههائى تصنيف و تأليف نمودهاند ، البتّه در بسيارى از اخبار دلالت بر آن مىباشد ولى بقرينه اخبار كثيرى كه مدلول آنها توسعه در قضاء است مىتوان آنها را بر استحباب مؤكّد حمل نمود و قبلا شرح آن گذشت .
قوله : و انّه لا يجور الاشتغال عنه : اين جمله معطوف است بر [ فوريّة قضاء الفرض ] و ضمير در [ انّه ] به معناى [ شأن ] بوده و در [ عنه ] به قضاء راجعست .
قوله : اكل ما يمسك الرّمق : كلمه [ يمسك ] يعنى يحفظ .
قوله : و نوم يضطرّ اليه : ضمير در [ اليه ] به نوم راجعست .
قوله : و شغل يتوقّف عليه : ضمير در [ عليه ] بشغل راجعست
قوله : و افرده بالتّصنيف : ضمير منصوبى در [ افرده ] به فوريّة