تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
فوت شده از مولّى عليه خود را بايد قضاء كند همچون پسر كه بايد نمازهاى پدر را قضاء نمايد نه نمازهاى فوت شده از جدّ را . قوله : و لو أوصى الميّت بقضائها الخ : در صورتى كه ميّت وصيّت كند نماز قضاهاى وى را بخوانند وجوب قضاء از ولىّ وى ساقط مىشود چنانچه اگر وصيّت را فقط ببعض آنها اختصاص دهد فقط وجوب همان مقدار ساقط و باقى را بايد ولىّ بخواند . قوله : على وجه تنفذ : يعنى اگر وصيّت كرده كه براى خواندن نمازهاى قضاء وى اجير بگيرند در صورتى اين وصيّت نافذ استكه به مقدار ثلث ما ترك يا كمتر از آن باشد ولى در صورت بيشتر بودن محتاج باذن وارث است و در غير اين صورت فقط به مقدار ثلث نافذ و ما بقى باطلست . متن : ( و لو فات المكلف ) من الصلاة ( ما لم يحصه ) لكثرته ( تحرى ) أي اجتهد في تحصيل ظن به قدر ( و يبني على ظنه ) و قضى ذلك القدر سواء أ كان الفائت متعددا كأيام كثيرة ، أم متحدا كفريضة مخصوصة متعددة و لو اشتبه الفائت في عدد منحصر عادة وجب قضاء ما تيقن به البراءة كالشك بين عشر و عشرين . و فيه وجه بالبناء على الأقل و هو ضعيف . شرح فارسى :

[ حكم نماز قضاء در صورت عدم حصر آن ]

مرحوم مصنّف مىفرماين : 12 - اگر از كسى كه مكلّف به نماز است تعداد كثيرى نماز فوت شد بطورى كه عدد آنها بر وى معلوم نبود حال براى قضاء لازم است سعى و كوشش كند تا به قدر آن ظنّ پيدا نمايد و در صورت حصول بنا بر همان نهاده و به همان مقدار نماز بجاى آورد .