و المجنون و أصالة البراءة بعد ذلك و وجه الوجوب عند بلوغه إطلاق النص و كونه في مقابلة الحبوة .
شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
اختلاف است در اينكه وجوب قضاء نمازهاى ميّت بر ولىّ مطلق و بدون شرط است يا در صورتى است كه وى در حين موت بواسطه بلوغ و عقل كامل بوده مرحوم مصنّف در كتاب ذكرى كمال را شرط نموده و فرموده است :
صبّى و مجنون به لحاظ اينكه مرفوع القلم ميباشند تكليف ندارند لذا تكليف به قضاء در حق ايشان متصوّر نيست و بعد از حصول كمال و رفع مانع شكّ در توجّه تكليف بقضاء در حقّشان داريم فلذا با اصالة البرائة حكم به عدم وجوب مىكنيم و امّا كسانى كه قائل به وجوب بوده و گفتهاند بعد از كمال لازمست نمازهاى قضاء ميّت را بخواند دليلشان اينست :
اخبارى كه قضاء نمازهاى مزبور را در حقّ ولى واجب كرده مطلقست و شرط مزبور را متعرّض نشده و از اين گذشته نمازز واجب در حقّ ولىّ به ازاء حبوهاى است كه به وى مىدهند و چون در استحقاق حبوه شرط كمال مطرح نشده لاجرم در وجوب نمازهاى قضاء بر او نيز چنين شرطى نبايد باشد .
قوله : عند موته : يعنى موت مولّى عليه .
قوله : اشتراطه : يعنى اشتراط الكمال .
قوله : لرفع القلم عن الصّبىّ و المجنون : چنانچه در روايتى كه مرحوم صاحب وسائل در ج 1 ص 32 نقل نموده چنين آمده :
در كتاب الخصال از حسن بن محمّد السّكونى ، از حضرمى ، از ابراهيم بن ابى معاوية ، از پدرش ، از اعمش ، از ابن ظبيان قال : اتى
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 318
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣١٨