شرط صحّت نماز وجود ساتر است و چون در وقت خواندن نماز اوّلى شرط موجود نبوده لاجرم مشروط نيز مفقود بوده در نتيجه اگر در وقت شرط حاصل شد بايد نماز را اعاده كند همانطورى كه در شخص متيمّم فقهاء فرمودهاند اگر با تيمّم نماز خواند و قبل از خروج وقت از استعمال آب متمكّن شد اعاده نماز لازم است .
مرحوم مصنّف مىفرماين :
كلام ايشان بعيد و دليل ايشان تمام نيست .
شارح در تفسير فرموده مصنّف مىفرماين :
وجه بعيد بودن فتواى اسكافى اينست كه :
اوّلا : نمازى را كه شخص عارى ابتداء خوانده يا چيزى بوده يا نبوده :
اگر مجزى بوده پس اعاده بدون دليل و بىمورد است و در صورتى كه مجزى نبوده چه فرقى است بين اعاده در وقت و قضاء در خارج آن يعنى همانطورى كه اعاده در وقت واجب است مىبايد قضاء نيز لازم باشد پس چطور ايشان صرفا اعاده را لازم نموده بدون قضاء .
ثانيا : ستر عورت اگر چه شرط صحّت نماز است ولى بطور مطلق شرط نبوده بلكه منحصرا در وقت قدرت بر آن شرط مىباشد نه در صورت عجز .
البتّه در روايتى كه عمّار از مولانا الصّادق عليه السّلام نقل نموده مضمونى وارد شده كه بحسب ظاهر با فتواى ابن جنيد مناسب و موافق است ولى مىتوان حكم به اعاده را مستند به تيمّم دانست نه از جهت اينكه چون بدون ساتر نماز خوانده و حكم در آن مورد انكار نيست ، پس
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 308
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٠٨