تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
شارح ( ره ) مىفرماين : دليل اين حكم عموم قضاء مافات است كه قبلا گذشت و نيز روايتى است كه طبق نقل صاحب وسائل در ج 5 ص 348 شرح آن چنينست : محمّد بن الحسن باسنادش ، از حسين ، از ابن ابى عمير ، از عمر بن اذنيه ، از زرارة ، از ابيجعفر عليه السّلم انّه سئل عن رجل صلّى به غير طهور أو نسى صلوات لم يصلّها أو نام عنها ، قال : يقضيها اذا ذكرها فى اىّ ساعة ذكرها من ليل أو نهار الحديث . و غير اين از اخبار وارده ديگر كه بطور صريح حكم به لزوم قضاء نموده است . در قبال فتواى مشهور بعضى از فقهاء همچون مرحوم علّامه در قواعد و مختلف فرموده‌اند كه قضاء از وى ساقط است به سه دليل : 1 - اداء در حق وى واجب نبوده و چون قضاء فرع بر وجوب اداء هست لاجرم جائى براى وجوب قضاء بعد از عدم وجوب اداء باقى نمىباشد . 2 - و نيز در صورت شكّ اصالة البرائة حاكم به عدم وجوب است . 3 - قضاء متوقّف بر آمدن امر جديد است و چون ورود امر محرز و معلوم نيست بنابراين وجوب آن نيز مشكوك و محكوم به عدم است . شارح ( ره ) مىفرماين : هرسه دليل قابل جواب است : امّا جواب از دليل اوّل : تلازمى بين وجوب اداء با قضاء نبوده بلكه ايندو از نظر حكم از هم منفكّ مىباشند زيرا چه بسا اداء واجب است و قضاء واجب نيست مثل