متن :
( و يقضي المرتد ) فطريا كان أو مليا إذا أسلم ( زمان ردته ) للأمر بقضاء الفائت خرج عنه الكافر الأصلي ، و ما في حكمه فيبقى الباقي . ثم إن قبلت توبته كالمرأة و الملي قضى ، و إن لم تقبل ظاهرا كالفطري على المشهور فإن أمهل بما يمكنه القضاء قبل قتله قضى و إلا بقي في ذمته . و الأقوى قبول توبته مطلقا .
شرح فارسى :
[ وجوب قضاء بر مرتد ]
مرحوم مصنّف مىفرماين :
7 - مرتدّ باعمّ از اينكه ملّى بوده يا فطرى باشد بعد از تنبّه و توبه لازمست نمازهاى زمان ارتداد را كه نخوانده قضاء كند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
دليل بر اينحكم ادلّهاى است كه بطور عموم حكم بوجوب قضاء فوائت نموده و قدر متيقّن از افرادى كه از تحت اين عموم خارجند كافر اصلى و كسانى بوده كه با او در اين حكم موافقند نظير مجنون ، بنابراين عموم نسبت به باقى افراد بقوّت خود باقى است و از جمله افراد مرتدّ مىباشد پس او نيز مانند سايرين لازمست صلوات فائته را قضاء كند .
مولف گويد :
مقصود از مرتدّ فطرى آن است كه نطفه وى در حال اسلام يكى از والدينش منعقد شده و سپس بعد از بلوغ كفر اختيار كرده و از مرتدّ ملّى آنست كهع نطفه وى در حال كفر پدر و مادرش منعقد شده و سپس بعد از بلوغ مسلمان شده و پس از آن كفر اختيار نموده است .
قوله : للام بقضاء الفائت الخ : مقصود از آن عمومات احاديث است از جمله حديثى كه مرحوم صاحب وسائل آن را در ج 5 ص 359 به