اين شرح نقل نموده :
محمّد بن يعقوب ، از علىّ بن ابراهيم ، از پدرش ، از حمّاد از حريز از زرارة قال : قلت له :
رجل فاتته صلوة من صلوة السّفر فذكرها فى الحضر قال :
يقضى ما فاته كما فاته ، ان كانت صلوة السّفر ادّاها فى الحضر مثلها و انكانت صلوة الحضر فليقض فى السّفر صلوة الحضر كما فاتته .
قوله : خرج عنه الكافر الاصلى : ضمير در [ عنه ] به [ امر ] راجع است .
قوله : و ما فى حكمه : يعنى در حكم كافر اصلى همچون مجنون يا مخالفى كه نمازهايش را در زمان ضلالتش مطابق با عقيده خود خوانده لذا پس از هدايت و استبصار قضاء بر وى واجب نيست .
قوله : ثمّ ان قبلت توبته الخ : حكم مرتد اين است كه اساسا اگر زن باشد او را نمىكشند بلكه دعوت به توبهاش مىكنند اگر پذيرفت آزاد شده و در صورت امتناع او را در اوقات نماز حاضر كرده و به وى تازيانه مىزنند تا زمانى كه توبه كند يا فوت شود .
ولى اگر مرتدّ مرد بود در صورتى كه ارتدادش ارتداد فطرى باشد مشهور مىفرماين توبهاش ظاهرا و نزد حاكم مقبول نيست بلكه وى او را بايد بكشد اگر چه عند اللّه مسموع و مقبول باشد ولى اگر ارتدادش ملّى بود اجماعا توبهاش پذيرفته است .
با توجه به حكم مرتد شارح ( ره ) مىفرماين :
مرتدّ اگر توبهاش مقبول شد مثل زن يا مرتدّ ملّى ، پس لازم است نمازهاى فائته را خود قضاء كند و اگر توبهاش ظاهرا قبول نگرديد بلكه
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 303
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٠٣