همانطورى كه در تقديم آن بر مغرب و بالعكس مختار مىباشد چنانچه در مسئله قبل نيز چنين گفتيم .
فرع
اگر نمازگذار يقين داشت كه يك نماز از نمازهاى پنجگانه از او فوت شده نهايت همانطورى كه به عين آن جاهل هست نمىداند در سفر قضاء شده يا در حضر .
تكليف او اين است كه يك چهار ركعتى بخواند مطلق بين سه نماز و يك دو ركعتى خوانده مطلق بين چهار نماز و يك سه ركعتى بجاى آورد به قصد مغرب .
قوله : و لو اشتبه فيها : ضمير در [ فيها ] به فائته راجعست .
قوله : يحصل التّرتيب عليهما : يكى از عبارات مشكله كتاب همين عبارت است وجه اشكال اينست كه مسئله مورد بحث در جائيست كه از مصلّى فقط يك نماز فوت شده مردّد بين نمازهاى پنجگانه و آن هم مردّد باشد بين سفر و حضر و به هر تقدير فائته واحد است و در جائى كه نماز قضاء يكى باشد حصول ترتيب يا تحصيل آن ظاهرا لغو بىمعنا است فلذا شرّاح و محشين هركدام براى توجيه عبارت مطلبى فرموده و مسلكى را پيمودهاند بعضى همچون مرحوم فاضل تونى چنين فرموده :
تقدير عبارت چنين است [ أى يحصل الغرض المطلوب من فعل الفائته على الاحتمالين أى احتمال كونها قصرا او كونها تماما ] زيرا براى ترتيب در اينجا معنائى نيست چه آنكه ترتيب معنايش جعل الشّئ فى مرتبته است و فرض در جائى است كه فائته واحد بوده و در مرتبه آن چيز ديگرى نيست فلذا توجيه مزبور عبارت را تصحيح مىكند ولى مع ذلك
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 300
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٠٠