را در عدد نمازها بايد ضرب نمود مثلا : در فرض دوّم احتمال قبل از آن دو تا بود و عدد نمازها سه تا است از ضرب اين دو در هم شش حاصل شده كه عدد مجموع همه احتمالات اين فرض است و در فرض سوّم كه تعداد نمازها چهارتا است آن را در شش كه عدد احتمالات قبل است ضرب مىكنيم عدد بيست و چهار حاصل شده كه مجموع احتمالات اين فرض مىباشد و همچنين تا آخر .
سپس مرحوم شارح مىفرماين :
و فرضى كه در آن نماز ششم فوت شده تصحيح آن به اين است كه شصت و سه نماز بخوانند .
2 - نحوه دوّم از انحاء تكرار بر وجهى استكه تعداد نمازهاى واجب از وجه اوّل كمتر مىباشد و كيفيّت آن چنين است كه تمام نمازهاى قضاء را به هر نحوى كه مىخواهد بخواند سپس تعداد نمازها را شمرده و يكى از تعداد آنها را كم كرده و پس از آن بتعداد باقيمانده نمازهاى مقضيّه را تكرار كند و بعد از اتمام نماز اوّلى را كه به آن شروع نموده بوده در خاتمه قرار دهد .
در اين نحو باستثناى فرض اوّل و دوّم تعداد نمازهاى لازم القضاء كمتر است چنانچه در فرض سوّم ( قضاء ظهر و عصر مغرب و عشاء ) به طريق اوّل پانزده نماز مىخواند ولى طبق اين طريق سيزده نماز خوانده مىشود زيرا تعداد نمازها چهار است پس بعد از نقص واحد سه باقى مىماند ، لذا نمازهاى چهارگانه را سه بار تكرار نموده مجموع 12 مىشود و سپس اوّلين نمازى كه خوانديم در آخر نيز مىآوريم ، مجموع سيزده مىشود و بر همين قياس در فرض چهارم 21 و در پنجم 31 مىگردد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 295
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٩٥