به ديگرى كه ظانّ است رجوع نمايد عينا هركدام از ايندو كه يقين داشته باشد ديگرى كه ظنّ دارد مىبايد به او رجوع كند .
فرع
اگر هركدام از امام و مأموم ظنّ داشتند ولى مورد و محلّ ظنّشان با يكديگر مخالف بود مثلا امام ظنّ داشت كه ركعت سوّم است و مأموم گمانش ركعت دوّم بود تكليف مأموم در اينجا اينست كه بايد قصد فرادى كند .
تبصره
اگر مأموم در صدد تنبيه و آگاه كردن امام بود كافيست با ذكر تسبيح و تحميد و تكبير و امثال آن وى را متوجّه نمايد و چنانچه قبلا گفتيم بر امام واجبست از او متابعت كند اگر چه عادل هم نباشد .
ناگفته نماند كه امام از غير مأموم نمىتواند تبعيّت كند و لو شخص عادلى بوده باشد .
البتّه در صورتى كه اشاره و تنبيه آن شخص موجب حصول ظنّ بشود امام مىتواند به ظنّ حاصل عمل كند ولى اين نه از باب آن است كه از مخبر و منبّه پيروى نموده .
قوله : و هو قرينة لما تقدّم : يعى اينكه سهو در اين جا به معناى دو شكّ قطعا ، قرينه مىشود بر تفسيريكه سابق براى سهو نموده و آن را به معناى [ شك ] دانستيم .
قوله : فانّ الشّاك من كلّ منهما : يعنى من الامام و المأموم .
قوله : و لو بالظّن : يعنى ولو آنكه ديگرى حفظ داشتنش به واسطه ظنّ باشد .
قوله : و اختلف محلّه : يعنى محلّ ظن .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 267
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٦٧