مىكند امّا افعالى كه قضاء آنها بعد از نماز واجب باشد كثرت سهو در سقوط آن كافى نبوده بلكه قضاء واجب است .
كيفيت تحقق كثرت در نماز واحد
نحوه تحقّق كثرت در نماز واحد به اينست كه بين هر مرتبهاى از سهو ذكر ( بضمّ ذال ) و التفات فاصله شود نه اينكه سه فعل يا بيشتر يك جا بواسطه سهو از وى فوت شود چه آنكه بعد از التفات سهو مزبور يك مرتبه محسوب شده و در تحقّق كثرت دوبار ديگر لازمست و حاصل اينكه ملاك تحقّق كثرت در نماز واحد به تعدّد سهو و شكّ است نه تعدّد متعلّق آن .
و بهر تقدير بعد از حصول كثرت حكم سهو و شكّ در مرتبه چهارم ساقط مىشود و اين سقوط مستمرّ است تا مادامى كه سه نماز به طور متوالى از عروض شكّ و سهو خالى باشد فلذا در نماز چهارمى اگر دو مرتبه شكّ يا سهوى پيش آمد بايد به حكم آن ملتزم باشد و باز اين حكم ادامه دارد تا مادامى كه سه نماز بطور متوالى مورد شكّ و سهو واقع شوند كه باز در نماز چهارمى حكم كثرت سهو بر آن مترتّب است و به همين ترتيب و قياس بايد عمل نمايد .
قوله : بانّه اذا لم يلتفت تركه الشّيطان : ضمير در [ بانّه ] و [ لم يلتفت ] و ضمير منصوبى در [ تركه ] به ساهى راجع مىباشد .
قوله : فانّما يريد ان يطاع : ضمير در [ يريد ] و [ يطاع ] به شيطان راجعست .
قوله : فاذا عصى : ضمير نائب فاعلى در [ عصى ] بشيطان عود مىكند .