زيادى مزبور همانطورى كه در رساله شرح قبله گفتهايم قابل اعتناء بوده و قطعا در وقت زوال از سايه به مقدار محسوسى باقى مىماند و اين عبارت را با هيچكدام از ارصادى كه ما بر آن مطلع شديم نمىتوان توجيه نمود و اللّه اعلم بالصّواب .
و نيز نكته ديگر كه قابل تذكّر است اينكه دو روزى كه سايه در مكّه منعدم مىشود و شارح ( ره ) آن دو را روز چهارم جوزاء و بيست و ششم سرطان فرمود از نظر محقّقين اين فنّ درست نيست بلكه اين دو روز طبق فرموده استاد البشر و خرّيت الفنّ مرحوم خواجه طوسى روز اوّل ، هشتم جوزاء يعنى بيست و دو روز به انقلاب صيفى و روز دوّم ، بيست و سه روز بعد از انقلاب مىباشد و مرحوم شارح نيز در كتاب روض الجنان همين را اختيار فرموده و شايد ناچيز بودن تفاوت بين اين مقادير موجب اين شده كه ايشان در اينجا اينطور بفرمايند . و العلم عند اللّه .
قوله : و يتّفق فى اطول ايّام السّنة : ضمير در [ يتّفق ] به انعدام ظلّ راجع است .
قوله : و ما قاربها فى العرض : ضمير در [ قاربها ] به مدينه راجع مىباشد و بلادى كه در عرض با مدينه مقارب هستند همچون برخى از نواحى جنوبى ليبى مانند غات و مواضع جنوبى الجزاير نظير جانت و بعضى از نواحى صحراى اسپانيا كه در بخش جنوبى دماغه جنوبى واقع مىباشند .
قوله : و فى مكّة قبل الانتهاء : يعنى قبل از اينكه خورشيد به انتهاء ميل اعظمش برسد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 58
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٨