شكل ( 15 ) ولى مخفى نباشد كه مقصود از مقياس در اينجا اين معناى مصطلح در نجوم نيست بلكه مطلق چوب يا آهن و يا جسم ديگرى كه بطور عمود بر سطح افق نصب شده باشد چه آنكه از تعبير مرحوم شارح كه فرمودند [ وقع لكل شاخص قائم على سطح الارض ] اين معناى عام را مىتوان استفاده نمود زيرا لفظ [ شاخص ] مشتق از [ شخوص ] به معناى ارتفاع بوده اعم از آنكه شئ مرتفع مقياس بوده يا غير آن باشد .
شكل ( 15 ) ( ) مؤلف گويد :
شرط است كه مقياس بطور قائم و عمود بر سطح افق باشد زيرا اگر مايل يا منحنى به طرف مغرب يا جهت مشرق باشد غايت نقصان ظلّ در آن يا انعدام سايه بواسطهاش مشخّص و محرز نمىشود .
قوله : بحيث يكون عمودا على سطح الافق الخ : مؤلف گويد :
در علم هيئت افق به سه دايره اطلاق مىشود :
الف : دايره عظيمهاى كه ثابت بوده و مقوّم خط عمودى است كه بين سمت الرّأس و قدم را به يكديگر وصل مىكند و به آن افق حقيقى گويند .
ب : دايره صغيرهاى كه ثابت بوده و بر نقطهاى از فوق افق حقيقى با آن موازى است با زمين مماس باشد و به آن افق حسّى گويند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 54
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٤