غير آن خواند چنانچه اشهر از دو قول همين است .
مؤلف گويد :
مرحوم علّامه در كتاب تذكرة الفقهاء نيز ادّعاى شهرت فرموده و مىگويد ادعيّه را طبق آراء اكثر علماء مىتوان به غير عربى خواند ولى بعضى آن را تجويز نكرده و مىفرماين منقول از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله اين است كه ايشان ادعيّه را نيز به عربى مىخواندند پس بر ما غير عربى جايز نيست .
سپس مىفرماين :
لزوم تلفّظ اذكار واجبه به عربى در صورتى است كه مكلّف قادر بر آن باشد پس در صورت عجز و كمى وقت بطورى كه در آن ظرف نتواند آن را فراگيرد تكليفش اين است كه بهر لغتى كه مىتواند آنها را اداء نمايد و بفرض قدرت بر لغات متعدّد بين آنها مخيّر است نهايت سعى كند هركدام از حيث معنا با لفظ عربى نزديكتر است همان را انتخاب نمايد .
لازم به يادآورى است كه رعايت معناى تفضيل در ( اكبر ) از امور لازم و واجب است بنابراين از لغاتى كه وى مسلّط بر آنها است اگر بعضى مشتمل بر معناى تفضيل بوده و برخى خالى از آن هستند لغت مشتمل را اداء كند .
قوله : نسبت اليه : ضمير در [ نسبت ] به تكبيرة و در [ اليه ] به احرام راجع است .
قوله : لانّ بها يحصل الدّخول : ضمير در [ بها ] به تكبيرة عود مىكند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 371
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٧١