اينجا اين است كه در كتاب و سنّت از آن زياد نام برده شده مثلا در آيه 99 سوره توبه مىفرمايد :
و يتّخذ ما ينفق قربات عند اللّه ، و يا در همين سوره در قسمتى ديگر از آيه مزبور مىفرمايد :
الّا انّها قربة لهم سيدخلهم اللّه فى رحمته .
و نيز در روايت فضل بن شاذان از ابن ابى عمير از جميل بن درّاج از مولانا الصّادق عليه السّلام چنين وارد شده : قال عليه السّلام : اقرب ما يكون العبد من ربّه اذا دعا ربّه و هو ساجد فاىّ شئ تقول اذا سجدت الحديث ( وسائل ج 4 ص 952 ) .
و سپس مىفرمايد :
در مقام قربت اگر نماز را فقط براى خداوند سبحان بجاى بياورد كافيست و به همين مقدار ميتوان در حصول قربت اكتفاء نمود .
و خلاصه بحث از اوّل نيّت تا باينجا اين شد كه معتبر در نيّت اينستكه ابتداء نماز را بقلب خطور داده و سپس قصد نمايد كه نماز مقصود مثلا ظهر واجب ادائى است كه آن را براى خدا بجاى مىآورد و اينمقدار بسيار سهل و آسان بوده و بسيار كم اتّفاق ميافتد كه از ذهن مكلّف غائب شده و در وقت نماز يا غير نماز نتواند آن را انجام دهد و بيش از اين مقدار مشقّتى است بى جا بلكه ميتوان از وساوس شيطانى دانست كه حتّى الامكان لازمست از آن دورى جست .
قوله : و هو قرب الشرف : ضمير [ هو ] به قربت راجع بوده و تذكير آن باعتبار خبر مىباشد .
قوله : لتنزّهه تعالى عنهما : ضمير در [ عنهما ] به زمان و مكان راجعست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 368
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٦٨