را نمىتوا از پيش خود در عبادات به قصد ورود داخل نمود چه آنكه اين عمل بدعت و تشريع محسوب شده و از كبائر شمرده مىشود مثل اينكه شخصى ركعتى را به نمازى اضافه كند يا يك تشهّد را علاوه بر تشهّد مرسوم بخواند .
و حاصل اينكه :
شهادت به ولايت امير مؤمنان عليه السلام از احكام ايمان و رمز تشيّع است نه از فصول اذان يا اقامه .
مرحوم صدوق مىفرمايد :
ادخال اين فصل در فصول اذان از بدعتهاى سلسله مفوّضه است و ايشان دستهاى از غلاة هستند .
سپس شارح ( ره ) مىفرماين :
اگر فصول زائده را كسى به نيّت دخول در فصول اذان بگويد و به آن معتقد باشد اگرچه در اين اعتقاد عاصى است ولى اذان يا اقامهاش باطل نمىشود و در صورتى كه بدون اعتقاد بگويد يعنى به مجرد رجاء و ذكر آن را بياورد اشكالى ندارد .
مرحوم شيخ در كتاب مبسوط مىفرماين :
اگر كسى فصول مزبوره را در اذان و اقامه بياورد معصيت ننموده و در اين عبارت قيد اعتقاد و عدمش را نياورده پس از اين عبارت معلوم مىشود كه گفتن اشهد انّ عليّا عليه السّلام الخ چه به قصد ورود باشد و چه به غير اين قصد حرام نيست چنانچه مرحوم مصنف نيز در كتاب بيان مانند مرحوم شيخ بطور مطلق نفى عصيان نموده .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 310
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣١٠