تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
تخصيص فائده‌اى مترتّب شود زيرا با اين تقييد و تخصيص نمىتوان مخالفت حكم كاغذ با حكم اصل و اجزائش را توجيه نموده و بدينوسيله جواب سئوالى كه در اين مقام مطرح شده داد . سؤال مزبور اين است : معمولا اغلب كاغذها بلكه تمام آنها از دو جزء درست شده : يكجزء آن‌كه هميشه ثابت و ركن اصلى است و آن ( نوره ) مىباشد و جزء ديگرش يا نبات است همچون كتان ، پنبه ، شاهدانه و يا حرير . بديهى است كه بنفس نوره به لحاظ معدنى بودنش سجده مشروع نيست و چون حرير نيز نه اسم ارض به آن صادق است و نه نبات ارض لاجرم به آن نيز سجده جايز نميباشد و قهرا كاغذها حريرى از نظر حكم با اجزاء و اصلشان كه دو جزء نامبرده است موافق هستند چنانچه فقهاء هم فتوى بعدم جواز سجده بر اينقبيل كواغذ داده‌اند لذا در اين باب ايراد و اشكالى نمىباشد . ولى در ساير كواغذ كه يكجزء آن نوره و جزء ديگر آن نبات است اگرچه بنفس نبات در صورت ملبوس نبودنش ميتوان سجده نمود لكن وقتى با نوره مخلوط و ممزوج شد و مبدّل به كاغذ گشت چون كه اجزاء نوره در تمام سطح كاغذ منتشر است به نحوى كه هيچ جزئى از آن خالى از اين مادّه معدنى نمىباشد و بعبارت ديگر هيچ جزء مشخّصى از كاغذ خالص از نوره نيست تا بتوان همان جزء را براى سجده اختيار نمود لاجرم طبق قاعده بايد سجده بر اين نوع از كواغذ نيز جايز نباشد و مجرّد اختلاط نبات بجاى حرير با نوره كافى در جواز سجده بر اين كاغذها نمىشود پس شرطى