عبارات فقهاء و بر سبيل مشى ايشان بود و الّا تحقيق مقتضى است بگوئيم :
از يمن تنها شهر [ صنعا ] كه پايتخت اين مملكت است در مقابل شام قرار دارد و طول جغرافيائى اين بلد هفتاد و هفت درجه و چهارده دقيقه و عرضش چهارده درجه و نيم مىباشد بنابراين شهرهائى كه در طول با آن متّحد باشند از نظر جهت قبله در مقابل شام واقع مىشوند و در عين حال اين بلد و بلاد مناسبش با هيچكدام از علائمى كه مصنف ( ره ) در كتب ثلاثهاش فرموده موافق نيست بلكه علامتى كه در اينجا براى مطلق يمن فرموده با اين بلاد توافق دارد ، يعنى اهل صنعا براى توجّه به قبله كافيست كه سهيل را در وقت طلوع بين دو كتف قرار داده و جدى را محاذى گوش راست ميزان كنند و در نتيجه بايد گفت عبارت مرحوم مصنّف در اينجا بعد از تخصيص دادن يمن را بصنعا و مناسباتش بدون اشكال است و اما علائمى كه در كتب ثلاثهاش گفته است با عدن و بلادى كه در طول هفتاد و پنج درجه با آن توافق دارند موافق است .
قوله : و ما ناسبها : ضمير مؤنث به [ صنعاء ] راجع است و مقصود از [ مناسب با صنعاء ] بلادى استكه در طول با آن موافق هستند قوله : و هى لا تناسب شيئا من هذه العلامات : ضمير [ هى ] به صنعاء راجعست .
قوله : انّما المناسب لها : ضمير در [ لها ] به هذه العلامات راجعست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 149
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٤٩