مراعات قبله را كرده و نمازشان صحيح باشد و حال آنكه چنين نيست و قطعا اين نماز فاسد است بلكه اشكال مهمتر اينكه اگر عراقيها از جنوب به مشرق تياسر پيدا كنند بطوريكه دست چپشان نزديك قطب شمال از جانب شرق و دست راستشان در حوالى قطب جنوب از سمت غرب قرار گيرد طبق اين توجيه بايد نمازش صحيح باشد در حالى كه قطعا چنين نيست و بعبارت ديگر :
عراقىها اگر از جنوب به طرف مغرب بيشتر يا كمتر از حدّ معمولى خود منحرف شوند و معذلك بگوئيم نمازشان به طرف قبله بوده و صحيح است لازم مىآيد قبله عراق با قبله تمام بلادى كه از نقطه جنوب به مغرب متمايل مىشوند متّحد باشد و اين غير قابل التزام است و اگر از جنوب به طرف مشرق منحرف شوند يا به قدر اهل شام منحرف مىشوند يا كمتر و يا بيشتر در هرسه تقدير طبق توجيه نامبرده بايد به قبله خود نماز گذارده و نماز صحيح باشد و اين مستلزم آنست كه بگوئيم قبله عراق با شام و بلادى كه انحرافشان از شام به طرف مشرق بيشتر يا كمتر است متّحد مىباشد و فساد اين حرف محتاج به تقرير نيست .
قوله : فيهما : ضمير تثنيه به مغرب و مشرق راجع است همانطورى كه ضمير در [ لهما ] نيز به آن عود مىكند .
قوله : الملحق : به صيغه اسم فاعل صفت است براى [ الزيادة و النقصان ] .
قوله : بزيادة عنهما : يعنى عن الشام و العراق .
متن :
و تخصيصهما حينئذ بما يوافق الثانية يوجب سقوط
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 136
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٣٦