اشكال دوم
آنكه اين اطلاق موجب آن مىشود كه تعريف مانع اغيار نباشد زيرا شامل امورى شده كه قطعا طهارت به آنها صادق نيست و شرح هركدام در ذيل عنوان مربوطه توضيح داده مىشود .
و اما فرض دوّم كه منظور از [ طهور ] معناى خاص باشد اشكال آن لزوم دور مىباشد .
اشكال دور و تقرير آن
مرحوم مصنف در تعريف طهارت فرمودهاند :
الطّهارة استعمال طهور مشروط بالنيّة . كلمه [ طهارت ] معرّف ( بفتح راء ) و طهور جزء معرّف ( بكسر راء ) مىباشد با توجه به اين نكته مىگوئيم :
اساسا علم و تصوّر معرّف ( بفتح راء ) موقوف است به تصوّر معرّف ( بكسر راء ) چنانچه در علم ميزان تحقيق اين مسئله شده و جاى گفتگو نيست از اينرو معرفت و علم به طهارت موقوفست بر علم به طهور .
و چون كلمه [ طهور ] بمقتضاى آنكه صيغه مبالغه است از طهارت مشتق بوده و مشتق معرفتش موقوف بر معرفت مشتق منه مىباشد لاجرم [ طهور ] نيز متوقّف بر طهارت و معرفت به طهور موقوف بر معرفت به طهارت است و اين همان دورى است كه ذكر گرديد .
قوله : الطّهارات الثلاث : يعنى غسل ، وضوء و تيمّم .
قوله : واجبة و مندوبة : اين دو كلمه منصوبند تا حال از [ الطّهارات ] باشند .
مؤلف گويد :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 11
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١