همين جا است كه ادباء فرمودهاند :
مادّه اشتقاقى صيغه مبالغه اگرچه متعدّى باشد ولى اين صيغه بايد لازم استعمال گردد چنانچه در [ ضرّاب ] و اكول چنين مىباشد .
متن :
و المراد منه هنا " الطاهر في نفسه المطهر لغيره " جعل بحسب الاستعمال متعديا و إن كان بحسب الوضع اللغوي لازما ، كالأكول .
شرح فارسى :
[ مقصود از طهور ]
مرحوم شارح مىفرماين :
مقصود از [ طهور ] در اينجا جسمى است كه خود طاهر و پاك بوده و نسبت به غير نيز پاككننده باشد بنابراين از نظر استعمال متعدّى است اگرچه بحسب وضع لغوى لازم باشد همچون كلمه [ اكول ] .
[ مقاله مؤلف ]
مؤلف گويد :
مقصود آنست كه با اينكه صيغه مبالغه چنانچه گفتيم بايد لازم باشد ولى معذلك طهور در اينجا متعدّى است چه آنكه منظور از آن اينستكه هم خود پاك بوده و هم پاككننده غير باشد ، يعنى مىتوان گفت در اينجا دو خلاف قاعده واقع شده :
1 - صيغه مبالغه متعدّى استعمال شده و حال آنكه مقتضاى قاعده اينستكه لازم استعمال شود .
2 - با مادّه اشتقاقى خود كه لازم است مخالفت نموده و متعدّى استعمال شده در حالى كه قاعده آن است كه مشتق در نحوه استعمال با مشتق منه موافق و مطابق باشد .
و از اين بيان ظاهر شد كه تمثيل طهور به [ اكول ] تمثيل و تشبيه نقيض بر نقيض مىباشد چه آنكه كلمه [ اكول ] با اينكه ماده اشتقاقى آن