متن :
فالاستعمال بمنزلة الجنس :
شرح فارسى :
[ مقاله مؤلف ]
مرحوم شارح مىفرماين :
كلمه [ استعمال ] در تعريف مصنف ( ره ) بمنزله جنس مىباشد .
مؤلف گويد :
وجه اينكه مرحوم شارح فرمودند كلمه [ استعمال ] به منزله جنس است نه جنس آنست كه :
امورى كه داراى حقائق خارجيّه هستند و خودشان از سنح حقائق بوده همچون انسان ، فرس و امثال ايندو داراى جنس و فصل بوده و از جنس در تعريفشان به منظور جامعيّت افراد و از فصل بملاحظه مانعيّت از اغيار استفاده مىكنند ولى غير اين سنخ امور چون حقيقتى نداشته و اعتبارى محض هستند لاجرم عنوان جنس و فصل در آنها معنى ندارد و اگر هم جهت جامعيّت در آنها ملاحظه شود از آن بعنوان [ منزلة جنس ] تعبير مىنمايند چنانچه مرحوم شارح در اين مقام به همين عبارت تعبير فرمودهاند .
متن :
و الطهور مبالغة في الطاهر .
شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
كلمه طهور صيغه مبالغه بوده و از آن براى مبالغه در فاعل استفاده مينمايند فلذا كليّه صيغ مبالغه از نظر استعمال لازم هستند چه آنكه جهت مفعولى در آنها ملحوظ نيست .
مثلا وقتى مىگويند : زير ضرّاب ، يعنى زيد در زدن مبالغه دارد حال چه كسى مضروب او است اين امر مورد اعتناء و التفات نيست و از