عين الضرب حمل المطلق على المقيد و إنما يعتبر اليدان معا مع الاختيار ، فلو تعذرت إحداهما ، لقطع أو مرض ، أو ربط - اقتصر على الميسور و مسح الجبهة به و سقط مسح اليد .
شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
كسانى كه هردو ( وضع و ضرب ) را تجويز فرمودهاند مفاد و مقصود از هردو را متّحد دانستهاند چنانچه مرحوم محقق كركى نيز به اين امر تصريح فرموده و كسانى كه همچون مشهور متعيّنا ضرب را واجب كردهاند دليلشان اين است كه ضرب مقيّد است و وضع مطلق و حمل مطلق بر مقيّد مىبايد بشود .
مؤلف گويد :
اطلاق و تقييد به لحاظ اينست كه وضع مجرّد تماس دست با خاك است ولى ضرب تماس با اعتماد و فشار مىباشد .
سپس مىفرماين :
اينكه گفتيم دو دست را مىبايست به خاك بزند در حال اختيار است لذا اگر يكى از دو دست قطع شده بود يا آفتى در آن باشد و يا به گردن آويزان باشد كه نتواند آن را به زمين بزند در اينجا واجب اينست كه اكتفاء به همان دستى كه قادر است آن را به زمين بزند بنمايد و با همان دست پيشانى را مسح كند و مسح دستها ساقط است .
مؤلف گويد :
امّا دست معذور كه عذرش واضح است و اما دست مقدور به جهت اينكه واجب اينست كه آن را با دست مسح كند و اين امر به لحاظ عدم
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 557
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٥٧