صلوات حقتعالى بر او باد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
كلمه [ اصطفاه ] يعنى اختيار نمود او را و مقصود از تفضيل دادن حضرتش ، تفضيل او بر تمام عالم مىباشد و لفظ [ صلّى ] از [ صلوة ] بوده و در فرموده حقتعالى كه مىفرمايد : صلّوا عليه و سلّموا تسليما ، به آن امر شدهايم اين كلمه در اصل و لغت به معناى دعا بوده ولى وقتى حق تعالى آن را استعمال كند مجازا رحمت از آن اراده مىگردد ، ناگفته نماند بندهگان وقتى از درگاه الهى سؤال و درخواست رحمت كرده و اين لفظ را به كار مىبرند غرض و نتيجه اين سؤال كه رحمت باشد به خود سائلين راجعست نه بوجود مقدّس نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، زيرا خداوند متعالا به پيغمبر گراميش صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از قدر و منزلت و قرب به درگاهش آنقدر نصيب فرموده كه دعا و طلب رحمت هيچ مصلّى و درود فرستندهاى در ترفيع مقام حضرتش اثرى ديگر ندارد چنانچه اخبار وارده و تصريح علماء به اين معنا ناطق است .
تذكر
شايسته است بدنبال [ صلوة ] از لفظ سلام نيز استفاده شود چه آنكه عمل به ظاهر آيه و امريكه در آن وارد شده مقتضاى آن مىباشد .
و مرحوم مصنّف در اينجا ذكر [ سلام ] بدنبال [ صلوات ] را ترك نمود تا بدين وسيله تنبيه كند كه از آيه حتمى بودن و وجوب ذكر سلام اراده نشده چه آنكه احتمالا [ سلّموا ] دلالت بر انقياد داشته و بر رجحان ذكر دلالت دارد بخلاف [ صلوات ] كه حتمى و لازم است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة مقدمه 60
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
صمقدمه ٦٠