« و وضع خده » الأيمن « على التراب » خارج الكفن « و جعل » شيء من « تربة الحسين عليه السلام معه » تحت خده ، أو في مطلق الكفن ، أو تلقاء وجهه ، و لا يقدح في مصاحبته لها احتمال وصول نجاسته إليها ، لأصالة عدمه - مع ظهور طهارته الآن .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
ه : بعد از آنكه جنازه را در قبر خواباندند مستحب است گرههاى بالا و پائين كفن را بگشايند و صورت ميّت را از جانب راست روى خاك قرار دهند .
و : و نيز مستحب است مقدارى از تربت قبر مطهّر حضرت سيد الشّهداء عليه السلام را با ميّت در قبر بگذارند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
تربت مطهّر را يا زير صورت ميّت و يا در هركجا از كفن ميّت كه خواستند قرار دهند و يا مقابل صورت ميّت بگذارند و احتمال رسيدن نجاست به آن مضرّ نيست زيرا همانطورى كه ذكر شد قطع بوصول نيستت و مجرّد احتمال را با اصالة عدم وصول النّجاسة مىتوان دفع كرد .
مضافا باينكه فعلا كه تربت را با وى در قبر ميگذارند پاك و طاهر است و نسبت به ازمنه بعد نيز به استصحاب حالت فعلى تربت را از احتمال وصول نجاست مصون مىداريم .
قوله : من قبل رأسه و رجليه : ضميرهاى مجرورى به ميّت راجع مىباشند .
قوله : و وضع خدّه الايمن : ضمير مجرورى در [ خدّه ] بميّت راجع است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 521
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٢١