على جنازة تكبيرة او اثنتين و وضعت معها اخرى كيف يصنعون ؟ قالوا ان شاؤا تركوا الاولى حتّى يفرغوا من التّكبير على الاخيرة و ان شاؤا رفعوا الاولى و اتمّوا ما بقى على الاخيرة كلّ ذلك لا بأس به .
وجه استدلال به اين حديث شريف اين است كه علّامه ( ره ) و جماعت مزبور كلام امام عليه السلام را اينطور معنا كردهاند :
اگر خواستند نماز بر جنازه اوّل را ترك كنند ( قطع نمايند ) تا اينكه از تكبير بر جنازه دوّمى فارغ شوند و نيز مىتوانند نماز بر جنازه اوّلى را تمام كنند حال مخيّر هستند اين جنازه را بردارند و ببرند يا به حال خود گذاشته بعد از نماز بر جنازه دوّمى هردو را با هم ببرند .
مرحوم مصنّف در كتاب ذكرى فرموده : روايت از دلالت بر مدعاى ايشان قاصر است زيرا ظاهر آن اين است كه از تكبيرات باقى مانده بر جنازه اوّلى از اين به بعد هرچه گفته شود بر هردو حساب مىشود و سپس وقتتى تكبيرات جنازه اوّلى تمام شد قهرا جنازه دوّمى تكبيراتش باقى است حال مخيّر هستند بين اينكه ميّت اوّل را به حال خود گذاشته تا از تكبير دوّمى فارغ شوند و بين اينكه بعد از اكمال تكبيرات اوّلى را بردارند و دوّمى را كامل كنند و اساسا لفظى در اينروايت نيستكه دلالت بر جواز قطع نماز كند تا مدّعاى ايشان ثابت شود مضافا به اينكه قطع نماز واجب حرامست .
بلى اگر خوف بر جنائز باشد ميتوان فتوى بجواز قطع داد و سپس يك نماز بر هردو از ابتداء خواند زيرا در اينمورد از باب اضطرار است .
قوله : عن افادة المدّعى : يعنى مدّعاى مرحوم علامه .
قوله : اذ ظاهرها : يعنى ظاهر روايت .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 506
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٠٦