حمد و شكر فراوان همانطورى كه او اهلش مىباشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
ممكنست كاف در اين تركيب زائده بوده همانطورى كه در [ ليس كمثله شئ ] زائده مىباشد زيرا غرض و هدف ستايش حقتعالى است به آن نحو كه او اهل آنست نه بحمدى مشابه با آن .
و كلمه [ ما ] موصوله بوده و جمله [ هو اهله ] صله و عائد آن است و تقدير عبارت چنين مىشود :
الحمد و الشّكر الذى هو اهله .
بنابراين موصول با صلهاش صفت براى حمد و شكر مىباشند و طبق اين فرض حمد و شكر اگرچه ظاهرا نكره هستند ولى معنا معرفه ميباشند .
و شاهد ما بر اين تقدير و تركيب آنست كه نكره بودن اين دو با صفت قرار دادن موصول براى آنها منافرت دارد .
و مىتوان كلمه [ ما ] را نكره موصوفه تقدير نمود تا بدل از [ حمدا ] و [ شكرا ] باشد و بدين ترتيب تكرار لازم نيايد .
و بسا لفظ [ ما ] را زائده قرار داده و تقدير عبارت اينطور مىباشد :
حمدا و شكرا هو اهله .
و ممكن است كاف را حرف تشبيه قرار داد به اين اعتبار :
حمدى را كه حقتعالى اهل آنست نه اين حامد و نه غير او بر انشائش قدرت ندارند مگر ذات اقدس خودش چنانچه وجود مبارك نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به آن اشاره نموده و مىفرمايد :
لا احصى ثناء عليك الخ ، يعنى من نمىتوانم ثناء تو به آن نحوى كه خود ثناء خويش را نمودهاى بگويم .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة مقدمه 41
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
صمقدمه ٤١