التخويف المانع من مقابلة نعمة اللَّه بالكفران ، فقد جمع صدرها و عجزها بين رتبتي الخوف و الرجاء .
و قدم الرجاء لأنه سوط النفس الناطقة المحرك لها نحو الطماح و الخوف زمامها العاطف بها عن الجماح .
ترجمه
مرحوم مصنف مىفرماين :
شكر او را بجاى مىآوريم به جهت انقياد و اطاعت از عزّت و عظمتش .
شارح ( ره ) مىفرماين :
كلمه [ استسلام ] يعنى انقياد و طاعت .
و سپس بدنبال [ لعزّته ] مىافزايند :
اين عبارت اشاره به غايت ديگرى است براى شكر چنانچه گذشت چه آنكه بنده بواسطه كمال شكر آمادگى براى معرفت پيدا كردن بمشكور پيدا مىكند و اين معرفت مستلزم آنست كه بخاطر عزّت حقتعالى او را انقياد و بواسطه عظمتش در مقابل حضرتش خاشع و خاضع باشد و اين تعبير اشاره است به فرموده حقتعالى كه مىفرمايد : و لئن كفرتم انّ عذابى لشديد .
چه آنكه آيه شريفه مشتمل است بر تخويف از اينكه در مقابل نعمت الهى مبادا كفران واقع شود پس صدر و دنباله اين آيه بين خوف و رجاء جمع كرده باينترتيب كه رجاء بر خوف مقدّم داشته شده زيرا رجاء تازيانه نفس ناطقه بوده كه آن را به طرف نقطه مرتفع حركت داده و خوف زمام و لجامى است كه نفس را از سركشى بازمىدارد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة مقدمه 37
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
صمقدمه ٣٧