و فقط او را شكر مىكنم .
شارح ( ره ) مىفرماين :
تركيب اين عبارت نيز بنحو [ اللّه احمد ] است يعنى [ ايّاه ] مفعول مقدّم است كه تقديمش به منظور افاده حصر مىباشد يعنى شكر منحصرا در مقابل نعمتهاى حقتعالى است چه آنكه تمام نعمتها رجوعش به او است و در واقع از حضرتش جل و علا صادر شده است حتى نعمتهائى كه از ناحيه عباد به يكديگر مىرسد و لو آنكه بندهگان را در افعال مختار ميدانيم زيرا آلات و اسباب اين افعال كه بندهگان بواسطه آنها بر ايجاد آنها قادر مىشوند بناچار از ناحيه حضرت ربّ متعال است پس با اينملاحظه او است كه بجميع محامد سزاوار و شايستگى دارد .
و وجه اينكه مرحوم مصنف [ شكر ] را رديف و بدنبال حمد آورد با اينكه در اوّل عبارت به آن اشاره شده بود چه آنكه گفتيم مقصود از [ حمد ] معنائى است كه شامل شكر نيز مىشود آنست كه خواست بدينترتيب آن را بطور خصوصى مورد تنبيه و تذكّر قرار دهد مضافا باينكه در ذيل آيه شريفه و لان شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم ان عذابى لشديد بطور اشاره به آن گوشزد شده است .
شرح
قوله : لانحصار الشكر فيه : ضمير در [ فيه ] به حقتعالى راجع است .
قوله : كلّها اليه : ضمير مؤنث در [ كلّها ] به نعم و ضمير مجرورى در [ اليه ] به حقتعالى راجعست .
قوله : و ان قيل للعبد فعل اختيارى : چنانچه مذهب
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة مقدمه 35
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
صمقدمه ٣٥