شرح
قوله : اشارة الى العجز الخ : حاصل مراد مرحوم شارح اين است كه :
حمل [ فضل ] بر [ الحمد ] در عبارت مصنف ( ره ) اشاره است به اين كه اين حمد و ستايش ما نيز از فضل و كرم حقتعالى است و لو لا اين فضل هيچ بندهاى قادر بر اداء وظيفه شكر نبود .
قوله : لانّ الحمد اذا كان من جملة فضله : يعنى حمدى كه عباد بجاى مىآورند از جمله فضائل او بوده يعنى بواسطه نعمتى است كه حقتعالى بر بندهگانش ارزانى داشته و اين امر را بر ايشان ميسور گردانيده پس در مقابل اين حمد كه در واقع فضلى از فضائل او است ميبايد حمد و شكر ديگرى بجاى آورد و چون اين حمد و شكر نيز از فضائل وى محسوب مىشود لاجرم در مقابل آن حمد و شكر ديگرى لازم است و اين سلسله بانتها نخواهد رسيد لاجرم محامد و شكرهائى كه حضرتش استحقاق آن را دارد قابل انتهاء نبوده و هرگز تمام شدنى نيست چه آنكه نعمتها و فضائلش بىانتهاء است قهرا شكر اين نعم نيز نبايد حدّ و انتهائى داشته باشد .
قوله : فيستحق عليه حمدا : ضمير [ يستحق ] به [ اللّه ] و ضمير در [ عليه ] به حمد عود مىكند .
قوله : فلا ينقضى ما يستحقه من المحامد : كلمه [ لا ينقضى ] يعنى تمام شدنى نيست و ضمير فاعلى در [ يستحقه ] به خداوند متعال و ضمير مفعولى آن به ماء موصوله كه مقصود از آن محامد است راجعست .
قوله : هو المحمود به اوّلا : مقصود از [ محمود به اوّلى ]
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة مقدمه 33
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
صمقدمه ٣٣