قطرة من قطرات بحار فضله ، و لمحة من لمحات جوده .
و الجنس : هو راجع إلى السابق باعتبار .
ترجمه
مرحوم مصنف مىفرماين :
و حمد و ستايش ما نيز از جمله فضل و كرم او است .
شارح ( ره ) مىفرماين :
اين عبارت اشاره است به اينكه ما از قيام به حق نعمت و شكر آن عاجز هستيم و اگر فضل او نباشد هرگز اين امر صورت نگيرد زيرا حمد وقتى از جمله فضل او باشد پس مستحق است كه بر او حمد و شكر گردد پس تمام نمىشود آنچه را كه از حمد استحقاق دارد زيرا نعمتهايش غير متناهى است پس قهرا حمدى هم كه در مقابل آنها واقع مىشود بايد غير متناهى باشد .
و لام در [ الحمد ] ممكن است براى عهد ذكرى كه محمود به بوده ، باشد يعنى اشاره باشد به [ حمد ] در [ اللّه احمد ] .
و ممكنست براى عهد ذهنى يعنى اشاره به حمد صادر از مصنف يا جميع حامدين باشد .
و مىتوان آن را براى استغراق قرار داد زيرا تمام حمدها مطلقا به حضرتش منتهى مىشود اعم از آنكه بواسطه بوده يا بدون واسطه باشد ، پس تمام حمدها قطرهاى از قطرات درياى فضل او و نفحهاى از نفحات جود و كرمش مىباشند .
و اگر الف و لام را جنس فرض كنيم باعتبارى از اعتبارات راجع به همان معناى سابق مىباشد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة مقدمه 32
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
صمقدمه ٣٢