قوله : ان لم ينق المحلّ بها : ضمير در [ بها ] به ثلاثة راجعست و حاصل آنكه :
اگر مخرج غائط با سه سنگ تطهير نشد لازمست از بيشتر استفاده كنند .
قوله : او شبهها من ثلاث خرق الخ : ضمير مؤنث در [ شبهها ] به ثلاثة احجار راجعست و مقصود آنكه :
در صورتى كه نخواهند از سنگ استفاده كنند مىتوانند از اشيائى كه شباهت به آن دارد همچون سه تكّه از پارچه يا سه قطعه از سفال و يا سه تخته چوب و امثال اينها كه صلاحيّت براى قلع و كندن نجاست در آنها باشد استفاده نمايد مشروط به اين كه قطعات مزبور از چيزهائى نباشد كه احترامش لازم باشد نظير :
مطعومات و اوراق مصاحف و كتب حديث .
متن :
و يعتبر العدد في ظاهر النص ، و هو الذي يقتضيه إطلاق العبارة فلا يجزى ذو الجهات الثلاث و قطع المصنف في غير الكتاب بإجزائه و يمكن إدخاله على مذهبه في شبهها .
شرح فارسى :
شارح ( ره ) مىفرماين :
عدد [ سه ] يعنى سه سنگ يا سه چوب و يا سه كهنه و امثال اين اشياء در ظاهر نصّ اعتبار و شرط شده چنانچه اطلاق عبارت متن در اينجا نيز همين است ، بنابراين عدد كمتر مجزى نيست در نتيجه سنگى كه سه پهلو باشد كافى نبوده و واحد محسوب مىشود ولى مرحوم مصنف در غير اين كتاب آن را كافى دانسته است .
سپس مىفرماين :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 242
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٤٢