كه متنجّس شده باشد .
و سپس در ذيل [ او بعد طهارتها ] مىافزايند :
و اگر آن را بواسطه به كار بردن متنجّس كرده باشند پس از تطهير و آب كشيدنش مىتوان مورد استفاده قرار داد ولى اگر سنگ را به كار بردهاند ولى متنجّس نشده همچون سنگ سوّميكه پس از نقاء و پاك شدن محلّ به منظور تكميل عدد احجار استعمال مىشود كافى است كه از آن بدون اعتبار و اشتراط تطهير بتوانند استفاده كنند .
و در دنباله [ فصاعدا ] مىفرماين :
يعنى اگر محلّ با استعمال سه سنگ پاك نشد بيش از سه سنگ استعمال كنند .
و در تعقيب [ او شبهها ] مىافزايند :
مقصود از آن سه كهنه و سه سفال و سه چوب و امثال اينها از اجسامى كه استعمالشان به منظور استنجاء حرام نبوده و از طرفى قابليّت براى ازاله نجاست را دارند مىباشد .
قوله : او بعد طهارتها : ضمير مؤنث به احجار راجعست قوله : ان لم تكن ابكارا : ضمير مستتر در [ لم تكن ] باحجار عود مىكند .
قوله : و تنجّست : ضمير مستتر به [ احجار ] راجعست .
قوله : كالمكملة للعدد الخ : يعنى در صورتى كه سنگ استعمال شده متنجّس نشده باشد مانند سنگ آخرى كه بعنوان كامل كننده نصاب از آن استفاده مىكنند اگر دو مرتبه از آن بخواهند استفاده كنند تطهيرش لازم نيست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 241
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٤١