اعضاء پيش از عضو مشكوك خشك شده باشند تخصيص خورده و در اين فرض شخص موظّف است وضوئش را اعاده كند و دليل آن اين است كه موالات كه از واجبات وضوء و اخلال به آن موجب بطلان وضوء ميگردد فوت شده است .
قوله : لم يكن فرغ منه : ضمير در [ لم يكن ] به شاك راجع بوده و در [ منه ] به وضوء عود مىكند .
قوله : للاعضاء السّابقة عليه : ضمير در [ عليه ] به عضو مورد شك راجعست .
قوله : فيعيد : ضمير فاعلى به شاك است .
متن :
« و لو شك » في بعضه « بعد انتقاله » عنه و فراغه منه « لا يلتفت » و الحكم منصوص متفق عليه .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
ن : اگر متوضّى پس از انتقال از وضوء شك نمود به شكّش التفات و توجّهى نكند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود اينست كه متوضّى پس از فراغ از وضوء و اتمام آن اگر در انجام بعضى از افعال مثلا شستن دست راست شك كند به اين شك نبايد التفات نمايد بلكه بنا را بر انجام آن گذارد .
سپس مىفرماين :
اين حكم منصوص و اتّفاقى مىباشد .
قوله : و لو شكّ فى بعضه : ضمير فاعلى در [ شكّ ] بمتوضّى و ضمير مجرورى در [ بعضه ] به وضوء راجعست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 228
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٢٨