چنانچه اشهر اقوال در اين مسئله همين رأى است .
سپس مىفرماين :
آنچه از جفاف معتبر است حسّى بوده نه تقديرى و بعبارت ديگر :
جفافى مضرّ به موالات است كه حسّى باشد نه تقديرى و مقصود از جفاف تقديرى آنست كه مثلا در هواى سرد بدون باد وضوء بگيرد و بين اعضاء فاصله بياندازد ولى بمناسبت برودت هوا و عدم جريان باد اعضاء به همان طور مرطوب باقى مانده باشند كه در اينجا كسى مثلا بگويد فرض مىكنيم اگر هوا اينطور نمىبود مىبايست تا حال خشك شده باشد .
اين فرض جفاف مضرّ نبوده و موجب تخلّف موالات نشده قهرا وضوء صحيح است .
سپس مىفرماين :
و در بطلان وضوء در فرضى كه رعايت موالات نمىشود فرقى نيست بين كسى كه عامد بوده يا فراموش كرده و يا جاهل بمسئله باشد و جاهل نيز اعم است از جاهل به حكم يا جاهل به موضوع و جاهل به حكم نيز هم جاهل به حكم وضعى را شامل مىشود و هم جاهل به حكم تكليفى را .
مقصود از جاهل موضوع اينستكه وضوء گيرنده نداند موالات يعنى چه و مراد از جاهل به حكم وضعى آنست كه موضوع موالات نزد شخص معلوم و محرز باشد ولى نداند عدم رعايتش موجب بطلان وضوء مىشود چنانچه جاهل به حكم تكليفى به كسى گويند كه نداند عدم رعايت موالات در وضوء موجب تحقق حرمت مىباشد .
قوله : مواليا فى فعله : يعنى فعل وضوء .
قوله : على العضو الذى هو فيه : ضمير [ هو ] بوضوءگيرنده
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 207
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠٧