است و لذا در اوائل تصانيف نوعا فعل محذوف را كلمه [ ابتدء ] قرار مىدهند چه ظرف را مستقر دانسته و چه لغو تقدير نمائيم و وجه تقدير اين كلمه امتثال و اطاعت لفظى و معنوى از حديث مزبور مىباشد در حالى كه اگر غير لفظ [ ابتدء ] را مقدّر بگيرند صرفا اطاعت لفظى از آن شده است .
شرح
قوله : اللّه احمد : مؤلف گويد :
تقديم [ اللّه ] بر [ احمد ] از باب تقديم مفعول بر عامل به جهت افاده حصر است چه آنكه تقديم ما هو حقّه التّأخير يفيد الحصر و الاختصاص .
و وجه آن اينست كه عبد حقيقى شايسته نيست با وجود اينكه خود را در محضر و آستانه ولىّ نعمت حقيقى خويش حاضر مىبيند لب به ثناء و ستايش ديگرى بگشايد .
قوله : جمع بين التسميّة و التحميد : ضمير فاعلى در [ جمع ] به مرحوم مصنف راجعست و مقصود از تسميه ، گفتن بسم اللّه و از تمحيد الحمد للّه مىباشد .
قوله : جريا على قضيّة [ الامر ] الخ : كلمه [ جريا ] منصوب است تا مفعول له براى [ جمع ] باشد و لفظ [ قضيّة ] يعنى مقتضى .
قوله : ذى بال الخ : اشاره است بحديث مشهور كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند :
و كلّ امر ذى بال لم يبدء فيه ببسم اللّه او الحمد للّه فهو ابتر .
يعنى هرامر با شأن و قابل اعتنائى كه در آن به بسم اللّه يا الحمد للّه آغاز نشود ناقص و ناتمام است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة مقدمه 21
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
صمقدمه ٢١