و در عين حال اوّلى يعنى [ رحمن ] در دلالت بر معناى مزبور ابلغ و رساتر است چه آنكه ازدياد لفظ و حروف خود دالّ بر زيادى معنا است و از اين گذشته امتياز ديگرى كه اين لفظ بر [ رحيم ] دارد اينكه از الفاظ مختصّه به حقتعالى است بخلاف [ رحيم ] كه در غير حضرتش قابل استعمال مىباشد .
البته وجه اختصاص [ رحمن ] به باريتعالى نه اينستكه از صفات غالبه مىباشد زيرا اگر اين علّت و جهت باشد مقتضى است كه لفظ رحمن را در غير حضرتش بحسب وضع لغوى بتوان استعمال نمود در حالى كه چنين نيست بلكه علّت آنست كه :
معناى اين كلمه منعم حقيقى كه در صفت رحم غايت و نهايت آن را واجد است مىباشد و بديهى است كه اين لفظ با معناى مزبور در غير خداوند متعال قابل استعمال نيست .
و تعقيب [ رحمن ] به [ رحيم ] از باب تتميم كلام است چه آنكه لفظ رحمن چون بر نعم و فواضل جليله و اصول آنها دلالت دارد لاجرم به منظور اشتمال كلام بر آنچه از اين لفظ خارج است يعنى نعم صغيره و فروع آنها لفظ رحيم ذكر گرديده است .
شرح
قوله : بنيا للمبالغة من رحم : ضمير نائب فاعلى در [ بنيا ] به رحمن و رحيم راجعست و [ من رحم ] متعلّقست به [ بنيا ] و [ للمبالغه ] مفعول له براى [ بنيا ] مىباشد و تقدير عبارت چنين است :
بنيا من رحم للمبالغة .
قوله : لانّ زيادة اللفظ تدلّ الخ : اينعبارت به تعبير
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة مقدمه 18
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
صمقدمه ١٨