قوله : فانّ الابتداء يعتبر الخ : اين عبارت اشاره بجواب از سؤال مقدّرات و شرح سؤال چنين مىباشد :
در كلام امكان ندارد كه هم تسميه در ابتداء قرار گيرد و هم تمحيد چه آنكه هريك كه در آغاز واقع شوند ديگرى را نتوان در ابتداء كلام دانست پس اينكه گفته شد مرحوم مصنف بين تسميه و تمحيد در ابتداء جمع نمود ظاهرا تعبير صحيحى نمىباشد .
مرحوم شارح در جواب اين سؤال مىفرماين :
مقصود از [ ابتداء ] ابتداء عرفى است و تا ما دامى كه مصنّف يا مؤلف كتابى دارد در مقصود و مطالب اصلى كتاب وارد نشده عرفا او را در ابتداء دانسته و آنچه در اينمقام ايراد كند واقع در ابتداء كلام خوانند .
قوله : فيقارنه التّسميّة و التّمحيد : ضمير منصوبى در [ يقارنه ] به مقصود راجعست .
قوله : و نحوهما : يعنى نحو تسميه و تمحيد از اجزاء ديگر خطبه همچون سلام و صلوات بر رسول صلّى اللّه عليه و آله و آل و دودمانش قوله : و لهذا يقدر الفعل المحذوف : يعنى و بخاطر اينكه تا قبل از شروع در مقصود عرفا ابتداء محسوب مىشود فعل مقدّر در بسم اللّه را [ ابتداء ] فرض مىكنند .
قوله : لانّ فيه : ضمير در [ فيه ] به تقدير [ ابتدء ] راجعست قوله : امتثالا للحديث لفظا و معنا : اما لفظا بخاطر اين است كه متعلّق را لفظ [ ابتداء ] قرار دادهاند و اما معنا به جهت آنكه عملا بسم اللّه را در اوّل كلام گفتهاند و پيش از آن لفظ و كلام ديگرى - نياوردهاند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة مقدمه 22
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
صمقدمه ٢٢