ديگرى تخصيص ميدهيم ونتيجة اين ميشود كه شرط قصر نماز اجتماع دو چيز است :
1 - خفاء اذان شهر .
2 - خفاء ديوارهاى شهر .
وجه دوّم [ صرفنظر از مفهوم هر دو ]
وجه دوّم آنستكه بگوئيم :
از مفهوم هردو صرفنظر مىكنيم ؛ بنابراين ، ممكن است غير از خفاء اذان وجدران أمور ديگرى در قصر نماز دخيل باشند .
وجه سوّم [ اطلاق شرط در هركدام مقيّد به ديگرى است ]
وجه سوّم آنستكه بگوئيم :
اطلاق شرط در هركدام مقيّد به ديگرى است ، پس در واقع خفاى اذان وجدران هردو بوده از اينرو اگر اجتماع هردو منتفى شود قصر نماز نيز منتفى مىگردد ، أعم از آنكه هردو منتفى شده يا يكى از آندو بتنهائى مخفى شده وديگرى آشكار باشد .
البتّه نتيجة اين وجه با نتيجة وجه اوّل يكى مىشود .
وجه چهارم [ شرط ، قدر مشترك بين دو خفاء مىباشد ]
شرط امر واحدى است وآنقدر مشترك بين دو خفاء مىباشد وبعبارت ديگر :
شرط قصر خفاء مىباشد أعم از آنكه خفاى اذان بوده يا خفاى جدران باشد ؛ بنابراين ، هركدام كه در خارج تحقّق يابند نماز قصر مىشود .