تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الأصولية (فارسى) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥

بحث دوّم وضع ألفاظ عموم

حق اينستكه ، براي عموم صيغه مشخّص ومعيّنى دارد وبه عبارت ديگر : براي عموم الفاظى وضع شده است ، همچون : « كلّ » و « عام » و « ال » وأمثال آن . برخى گفته‌اند : بگفته ابن عبّاس : ما من عام الّا وقد خصّ . بنابراين ، الفاظى نداريم كه براي عموم وضع شده باشند . اينكلام وگفتار صحيح نيست ، زيرا در تمام اين مواردى كه عام تخصيص خورده ودر معناى خصوص استعمال شده با كمك قرينه بوده وآن مضرّ بمدّعاى ما نيست .

بحث سوّم حجّيّت عام مخصّص در باقي

عامّى كه بواسطة مخصّص تخصيص خورده است ، أعم از آنكه مخصّصش متّصل بوده يا منفصل باشد نسبت بافرادى كه حقيقتا در افراد مخصّص داخل نيستند حجّت است ، مانند : أكرم العالم الّا الفاسق . وفرض اين باشد كه ، فاسق مردّد باشد بين مرتكب خصوص كبائر يا أعم از مرتكب كبيره وصغيره را شامل شود . در اينمثال ، نسبت به عالم عادل كه قطعا از دو تفسير فاسق خارج است ميتوان به عام تمسّك نمود وبطور قطع ومسلّم عام نسبت بآن حجّت است . وامّا نسبت بافراد احتمالي آن مانند مرتكب صغيره ، بايد بگوئيم :
المباحث الأصولية (فارسى) — صفحة 75 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى