تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الأصولية (فارسى) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
شئ واحدى اجتماع كرده‌اند ، مانند : نماز در حمّام يا روزه در سفر كه در ايندو مورد نماز وروزه هم واجب بوده وهم مكروه مىباشند ووقتي وجوب وكراهت با اينكه بأهم متضاد هستند در يك مورد اجتماع كرده‌اند ، وجوب وحرمت نيز بأهم قابل اجتماع مىباشند وبين ايندو مورد نبايد فرقى قائل شد .

جواب از دليل اوّل اجتماعىها

جواب ايندليل آنستكه مىگوئيم : وقتي برهان ودليل قطعي بر استحاله اجتماع امر ونهى داشتيم اين قبيل موارد را بايد بنحوى از انحاء توجيه كنيم ، زيرا اينگونه از أمثلة قابليّت تصادم با برهان را ندارند ، مثلا : در توجيه آندو مىگوئيم : نماز وروزه در دو مثال مذكور صرفا واجب بوده ومكروه نيستند وأساسا در ايندو مثال دو حكم اجتماع نكرده‌اند ، بلكه يك حكم بوده وآن هم وجوب است واگر اطلاق كراهت در آن شده مراد اينستكه ، واجب در مرتبه نازل‌ترى از مراتب ديگرى مىباشد ، چه آنكه نماز در مسجد مرتبه‌اش أعلى ودر حمّام رتبه‌اش پائين‌تر از آن مىباشد ، پس چنين نمازى تنها يك حكم ، كه آن هم وجوب باشد بآن تعلّق گرفته ، منتهى در مقام سنجش ونسبت از ديگر افراد نماز مانند : نماز در مسجد يا در خانه پائين‌تر ونازل‌تر مىباشد .

دليل دوّم اجتماعىها

2 - أهل عرف كسى را كه مأمور به را در ضمن فرد حرام مىآورد هم مطيع مىدانند وهم عاصى واينحكم از عرف خود دليل بارزى است بر اينكه امر ونهى قابل اجتماع مىباشند . مثلا اگر مولائى بنده‌اش را به خياطت امر نمود واز غصب نهى كرد و
المباحث الأصولية (فارسى) — صفحة 52 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى