كلام در اين استكه وضوء در مثال اوّل وتيمّم در مثال دوّم آيا كفايت مىكند ونيازى باعاده ايندو عمل نميباشد يا كافى نبوده وبار دوّم وضوء ويا أحيانا تيمّم لازم مىباشد ، حقّ از نظر ما اجزاء است بدليل عقل چه آنكه امتثال علّت كفايت است وبعد از علّت معلول حاصل ميشود وديگر مجالي براي امتثال دوّم وجود ندارد ، مگر در موردى كه امتثال علّت تامّه نبوده باشد كه آن از محلّ بحث خارج است .
مقام دوّم
آيا امتثال مأمور به بأمر ظاهري مقتضى اجزاء هست يا نيست ؟
مثال مأمور به بأمر ظاهري
مثلا شخصي باستناد قاعده طهارت با آبيكه در پاك بودنش شك داشت ، وضوء گرفت ونماز خواند با استصحاب بقاء طهارت لباس نماز خواند وپس از فراغ از نماز يقين كرد آب متنجّس بوده يا لباس پاك نبوده است حال كلام در اينستكه نماز خواندهشده آيا مجزى از نماز صحيح واقعي بوده يا مجزى نيست ، لذا در وقت اعادهاش ودر خارج وقت قضائش لازم مىباشد ؟
تفصيل در مسئله اتيان بمأمور به بأمر ظاهري
بعقيده ما حق اينستكه در اينمسئله بايد تفصيل داد وشرح آن چنين است :
اگر امر ظاهري ، مأمور به ظاهري را بجاى واقع قرار داده باشد وبه عبارت ديگر مأمور به را تعميم داده ودو فرد براي آن جعل كند وباز بعبارت