تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الأصولية (فارسى) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
مىباشد امّا قسم اوّل يعنى جزء بايد بگوئيم : چون انضمام اجزاء بيكديگر همان تحقّق كلّ در خارج ميباشد لذا معنا ندارد كه بگوئيم بين وجوب اجزاء ووجوب كلّ تلازم است چه آنكه بين شئ وخودش بتلازم قائل شدن بىمعنا است .

2 - مقدّمه عقلية ومقدّمه شرعيه ومقدّمه عاديّه

مقدّمه باعتبار حكم حاكم بر مقدّميّتش بر سه قسم است : 1 - مقدّمه عقلية . 2 - مقدّمه شرعيه . 3 - مقدّمه عاديه . مقدّمه عقلية : آنستكه ، عقل حكم كند به موقوف بودن ذو المقدّمه بر آن همچون علّت نسبت به معلول . مقدّمه شرعيّه : آنستكه ، شرع حكم كند به موقوف بودن ذو المقدّمه بر آن مانند : وضوء نسبت به نماز . مقدّمه عاديّه : آنستكه ، عرف حكم كند به موقوف بودن ذو المقدّمه بر آن نظير : قطع طريق نسبت به رسيدن به هدف ومقصد . ناگفته نماند كه ، مقدّمه عاديّه وشرعيّه را مىتوان به مقدّمه عقليّه ارجاع داد ودر واقع جملگى را در تحت يك عنوان داخل كرد منتهى نام شرعي يا عادى باين اعتبار است كه مثال شرعي يا عادى است والّا حاكم به توقف در تمام عقل مىباشد ، مثلا اگر دانستيم كه شارع مقدّس صحّت نماز را مشروط به وضوء قرار داده عقل بعد از اطّلاع بر آن حكم مىكند كه وضوء در تحقّق نماز دخيل بوده ووجود نماز صحيح موقوف بآن است .
المباحث الأصولية (فارسى) — صفحة 26 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى