تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الأصولية (فارسى) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
از آن در دو مقام صحبت ميشود ، وقبل از آنكه متعرّض ايندو بشويم ، تذكّر اين سه امر لازم است : الف : مقصود از « وجه » كه گفتيم مأمور به را بوجه صحيح بياورد آن صورت وطريقي است كه مأمور به بآن حال مطلوب شرعي باشد ، مانند اينكه عبادات را بقصد قربت بياورد ، پس وجه در اينجا أعم از كيفيّت ونيّت قربت مىباشد . ب : منظور از اقتضاء ، علّيّت است ؛ يعنى ، در اين مبحث صحبت از اين استكه مأمور به را به كيفيّت وگونه‌اى بياورد كه علّت براي اجزاء بوده ودر نتيجة اعاده وقضاء لازم نداشته باشد . ج : مراد از « اجزاء » معناى لغوى آن است ؛ يعنى ، كفايت نه بمعناى سقوط قضاء . پس از ذكر اين سه مقدّمه وارد در بحث مىگرديم :

مقام اوّل

آيا امتثال مأمور به بأمر واقعي يا بأمر اضطراري مقتضى اجزاء هست يا نيست ؟

مثال اوّل

مثلا كسيكه صاحب عذرى نيست ، وضوء گرفته وبا آن نماز واجب را خواند ، بدون آنكه در وضوئش خللى از حيث شرط يا جزء بوده باشد .

مثال دوّم

مانند شخصي كه قادر به گرفتن وضوء نيست يا وضوء گرفتن برايش شاقّ مىباشد ، اگر تيمّم نمود وآن را با تمام شرائط وخصوصيّاتش انجام داد ،