تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الأصولية (فارسى) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
بعضي مرجّحات را منحصر در مرجّحات منصوصه دانسته وبرخى ديگر از آنها تعدّى نموده وبسائر مزايا ومرجّحات نيز قائل شده‌اند . مرحوم محقّق خراساني در كفاية فرموده است : در اخبار دليلي نيست كه بتواند مطلقات تخيير را مقيّد كند ، چه آنكه جامع‌ترين آنها مقبوله ابن حتطله ومرفوعه علّامه ( ره ) مىباشند وايندو روايت : اوّلا : بأهم اختلاف دارند ، زيرا در مقبوله شهرت را از اصدقيّت واورعيّت تأخير انداخته ، در حاليكه در مرفوعه قبل از آن آورده است . ثانيا : سند مرفوعه ضعيف است واز اين گذشته نميتوان بايندو خبر اعتماد كرد وترجيح در مقام افتاء را از آنها استفاده نمود ، زيرا مورد آنها حكومت وقضاوت است . مؤلّف گويد : قائلين بوجوب ترجيح بوجوهى تمسّك كرده‌اند ، از جمله آنكه گفته‌اند : 1 - اجماع است بر اخذ به أقوى الدّليلين . 2 - اگر ترجيح راجح واجب نباشد ، پس ترجيح مرجوع بر راجح لازم مىآيد وآن قبيح مىباشد .

بحث چهارم اكتفاء به مرجحات منصوصه وتعدى از آنها

بنابر اينكه قائل به ترجيح شويم ، آيا لازمست اكتفاء به مرجّحات منصوصه شود يا ميتوان از آنها تعدى كرد ؟ برخى از اصوليون همچون شيخ أعظم فرموده‌اند : ميتوان تمام مزايا ومرجّحات را منظور نمود وذو المزية را بر فاقد مقدّم داشت ومرجّحات منحصر بآنچه در اخبار وأحاديث آمده نمىباشد ، چه آنكه