مبحث تعادل وتراجيح
بحث اوّل تعريف تعادل ( تعارض )
تعادل ( تعارض ) عبارتست از : تنافى داشتن دو دليل يا ادلّهاى چند در مقام دلالت بر وجهي كه بين آنها تضاد يا تناقض باشد بنحوى كه علم بصدق يكى وقطع به كذب ديگرى داشته باشيم ، ولى صادق از كاذب ممتاز نباشد ، بنابراين ، تعارض بين دو دليل در چند مورد منتفى است :
1 - بين حاكم ومحكوم ، زيرا حاكم بيان كميّت مراد را از ديگرى مينمايد ، همچون ادلّهاى كه حكم أشياء را بعنوان ثانوي بيان مىنمايد ، چه آنكه اين ادلّه بر ادلّهاى كه حكم اوّلى أشياء را متكفّل هستند حاكم مىباشند ، نظير ادلّهاى كه در مورد عسر وحرج وضرر واكراه وارد شدهاند نسبت به ادلّهاى كه حكم موضوعات را بعنوان اوّلى بيان مىكنند ، لذا بين ادلّه ثانوي وادلّه اوّلى نسبت را ملاحظه نمىكنند ، بلكه پس از تحققّ عنوان ثانوي حكم اوّلى جارى نميشود .
2 - بين أصل ودليل چه آنكه دليل معتبر بر أصل مقدّم است وملاحظه نسبت بين ايندو صحيح نيست ودليلش آنستكه ، در مورد اماره اگر بأصل عمل كنيم در حجّيت اماره تخصيص لازم مىآيد ، در حاليكه از عمل به اماره در مورد أصل چنين محذورى لازم نمىآيد .
3 - بين ظاهر واظهر يا ظاهر ونص همچون عام وخاص يا مطلق ومقيّد وحاصل آنكه :
در موارد مذكور اگرچه ادلّه بحسب مدلول بأهم تنافى دارند ولى تنافى