تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الأصولية (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
افراد را خارج از عام نموديم نسبت بافراد ديگر بايد بعموم عام يعنى همان حكم قبلي تمسّك نمود . 11 - در ادلّه استصحاب وكلمات علماء شك بمعناى خلاف يقين است ؛ بنابراين ، اگر كسى نسبت بزوال حالت سابقه يا بقاء آن ظنّ غيرمعتبر داشت در هردو صورت استصحاب جارى است ودليل آن اينستكه : اخبار باب چون آنرا در مقابل يقين قرار داده مستفاد از آن اينستكه مقصود از آن معناى واسعى است كه ظنّ ووهم وخلاصه غير علم مراد مىباشد .

تكميل

در استصحاب لازم است موضوع باقي بوده واماره معتبرى در موردش موجود نبوده ، اگرچه بر وفق آن باشد ، پس كلام در دو مقام واقع ميشود :

1 - مقام اوّل اعتبار بقاء موضوع

بدون ترديد واشكال در استصحاب بايد موضوع مستصحب باقي باشد ، يعنى قضيّه مشكوكه از حيث موضوع با قضيّه متيقنه بايد متّحد باشد ، همانطورى كه از نظر حكم مطابق وموافق است ، چه آنكه اگر موضوع باقي نباشد ، شك در بقاء صادق نبوده ، بلكه شك در حدوث مىباشد وبهر تقدير اين امر از نظر أرباب فن مورد تسالم است امرى كه در آن اشكال ونزاع است اينكه مناط بقاء چيست ؟ ممكنست ثبوتا سه چيز را بعنوان ملاك ومناط طرح نمود : 1 - نظر عرف . 2 - نظر شرع .