اشكال نيست وفقط شك در اينستكه ، آيا اماره بر استصحاب وارد است يا حاكم مىباشد ؟
بايد بگوئيم :
حق اينستكه ، اماره معتبره وارد بر استصحاب است ، زيرا بواسطة اماره معتبر اگر از يقين رفع يد شود اين رفع يد از مصاديق نقض يقين به شك نبوده ، بلكه رفع يقين به يقين مىباشد .
بحث ششم حكم تعارض استصحاب با أصول ديگر
نسبت بين استصحاب با أصول ديگر همان نسبتي است كه اماره با استصحاب دارد ، يعنى استصحاب بر سائر أصول مقدّم است وبا آمدنش مورد براي آنها باقي نميماند ، وبعبارت ديگر :
استصحاب بر آنها حاكم است مشروط باينكه أصول نقلي باشند .
امّا در أصول عقلي بايد بگوئيم :
استصحاب بر آنها وارد است ، زيرا برائت عقلي موضوعش قبح عقاب بلابيان است وتخيير عقلي موضوعش عدم الرجحان مىباشد واحتياط عقلي موضوعش احتمال العقاب است بدون ترديد بعد از اجراء استصحاب اين موضوعات سهگانه زائل مىشوند وديگر محلّى براي اجراء سه أصل مزبور باقي نميماند .
بحث هفتم حكم تعارض بين استصحابين
اگر بين دو استصحاب تعارض واقع شد ، حكم آن اينستكه :
در صورتيكه تعارض مستند باشد باينكه عمل بهردو امكان نداشته باشد ،