تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الأصولية (فارسى) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
يا أساسا بطور مستقل اين عناوين را جعل نمود ولى بدون شك ميتوان اين ادّعاء را كرد كه انتزاع آنها از مجرّد جعل خداوند متعال يا كسيكه از قبل حضرتش جلّ وعلى جعل ووضع أمور بدستش مىباشد صورت گرفته است ؛ بنابراين ، انتزاع ملكيّت ، زوجيّت ، طلاق ، عتق بمجرد عقد وايقاع از ناحية كسيكه اختيار انشاء بدستش مىباشد ممكن است .

تنبيهات

1 - در استصحاب شرط است كه شك ويقين فعلى باشند ؛ بنابراين ، با حالت غفلت استصحاب جارى نيست ، زيرا غافل بالفعل شك ندارد ، اگرچه وقتي متذكّر شود چه بسا در امر سابق متيقّن شك كند ، لذا كسيكه طاهر بوده وسپس محدث شود وپس از آن غفلت كرده ونماز بخواند وپس از نماز شك كند در اينكه پيش از نماز تحصيل طهارت كرده يا نه نمازش صحيح است ، زيرا قاعده فراغ حاكم است بصحّت نماز نه استصحاب وبعبارت ديگر : در اينمورد استصحاب جارى نيست ، زيرا فرض كلام آنستكه ، شخص پس از حدث غافل شده است وهمانطوريكه گفتيم در حالت غفلت استصحاب جارى نمىباشد ، زيرا بالفعل شك وجود ندارد ، بخلاف كسيكه قبل از نماز التفات پيدا نمود وسپس شك كرد وپس از آن غافل شد ونماز خواند ، كه در اينفرض نماز محكوم به بطلان است ، زيرا استصحاب حدث آنرا تا زمان دخول در نماز محدث معرّفى كرده ومقتضايش آنستكه وى با حالت حدث نماز خوانده باشد . البتّه اينكلام در جائى است كه يقين كند بعد از شك وضوء نگرفته است . 2 - آيا استصحاب تعليقى جارى است يا جارى نمىباشد . مقصود اينستكه ، در صحّت استصحاب ، آيا كفايت مىكند شك در بقاء
المباحث الأصولية (فارسى) — صفحة 168 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى