تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الأصولية (فارسى) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
1 - آنكه از اجراى آن حكم شرعي از جهت ديگر ثابت نشود . 2 - از اجراى آن شخص ديگرى متضرّر نشود . مرحوم آخوند در كفاية ميفرمايند : مخفى نماند كه اصالة البراءة عقلا ونقلا در شبهه بدويّه بعد از فحص جارى است وقطعا اباحه يا رفع تكليف بر آن مترتب ميشود ، اگرچه ايندو موضوع براي حكم شرعي ديگر قرار بگيرند ؛ بنابراين ، شرط اوّل را نميتوان در اجراء برائت معتبر دانست . وامّا شرط دوّم : اينكه از قبل اجراى برائت ضرر لازم نيايد ، بايد بگوئيم : هر مقام وموردى كه قاعده نفى ضرر شاملش شود اگرچه براي برائت محلّى نيست ، همانطوريكه در تمام موارد تعارض بين لا ضرر وقواعد ديگر حكم همين است وضرر را بر جميع مقدّم مىدارند ولى در عين حال اين امر شرط برائت نيست ، بلكه أساسا با جريان لا ضرر در موردى مجالي براي أصل برائت نمىباشد ، چون موضوع برائت بواسطة لا ضرر نفى مىگردد . وبعبارت ديگر : موضوع برائت عدم تبيّن تكليف است ولا ضرر مبيّن تكليف ميباشد ونسبت لا ضرر به برائت همان نسبت دليل با أصل مىباشد ، پس بايد گفت يكى از شرائط برائت نبودن دليل اجتهادي است ، نه خصوص لا ضرر .

بحث يازدهم شرح قاعده لا ضرر

اين قاعده از سه نظر مورد صحبت است : 1 - مدرك ومستند آن . 2 - معنا ومفاد آن . 3 - نسبت آن با سائر ادلّه .